جشنهای شهریور ماه

رديف

نام روز

جشن

1

هرمزد روز

جشن تغذيه

2

بهمن روز

 

3

ارديبهشت روز

جشن كشمين ( همراه با بازار )

4

شهريور روز

جشن شهريورگان / زاد روز داراب ( كورش )

5

سپندار مذ روز

 

6

خرداد روز

 

7

مرداد روز

 

8

دي به آذر روز

خزان جشن

9

آذر روز

 

10

آبان روز

 

11

خور روز

 

12

ماه روز

 

13

تير روز

 

14

گوش روز

 

15

دي به مهر روز

بازار جشن

16

مهر روز

 

17

سروش روز

 

18

رشن روز

 

19

فروردين روز

 

20

بهرام روز

 

21

رام روز

 

22

باد روز

 

23

دي بدين روز

 

24

دين روز

 

25

ارد روز

 

26

اشتادر روز

 

27

آسمان روز

 

28

زامياد روز

 

29

مانتره سپند روز

 

30

انار ام روز

 

31

روز زيادي

جشن پايان تابستان / گاهنبار پتيه شهيم

  <span lang=آ

جشن هاي شهريور ماه :‌

يكم شهريور جشن خنك شدن هوا در خوارزم كه «‌ فغربه » گفته مي شود.

سوم شهريور جشني ناشناخته در سغد باستان كه با بازاري همگاني همراه بوده است.

<span lang=آ

 

شهريورگان

چهارم شهريور ، جشن آتشي در ستايش و گراميداشت « شهريور » معناي شهر و شهرياري آرماني و شايسته و بعد ها نامي براي يكي از امشاسپندان به عنوان زاد روز « داراب » كورش مي باشد. ( خلف تبريزي ، 1376 : 1316 )

امروزه وقتي ماه شهريور فرا مي رسد كمتر كسي ممكن است به ياد بياورد كه شهريور نام يكي از امشاسپندان دين قديم ايرانيان بوده است و جشني به نام « شهريورگان » در ستايش امشاسپند كه تجلي شهرياري مطلوب اهورا مزدا بر روي زمين است برگزار مي شده است جشني كه همانند جشن هاي ديگر ماهيانه از توافق آمدن نام روز و ماه بوجود آمده و برگزار مي شده است.

روز چهارم هر ماه شهريور نام دارد ، اين واژه در اوستا خْشَتْرَوَئيْريه [1] مي باشد به معني پادشاهي يا كشور و حكومت آرماني و آرزو شده ، در وجه معنوي مظهر قدرت و شهرياري اهورا مزدا و در صورت زميني نگهبان و سرپرست فلزات است در چهارم شهريور ماه جشن شهريورگان برگزار مي شد. (‌رضي ، 1389 : 191 )

هشتم شهريور هنگام جشن خزان كه از جشن هاي مهم و كهن بود. و با سوار كاري و چراغاني و آذين خانه ها و آتش افروزي بر بام ها همراه مي شده است برخي اين جشن را در هجدهم شهريور دانسته اند.

سي و يكم شهريور ؛ جشن پايان فصل تابستان و زمان گاهنباري بنام « پتيه شهم » در اوستايي « پَئيتيش هَمْيَه » معناي « پايان تابستان » كه در بخش گاهنبار ها توضيح داده شده است.



[1] - xshathra-vairya

هنرمند سنگتراش

معرفی هنرمند روستای هرائین

آقای حسن جعفر لو فرزند معصومعلی  متولد1319  در روستای هرائین

ایشان هنر ساخت مجسمه های سنگی و چوبی را با ذوق و علاقه وافر خود از سنین کودکی شروع کردند و همچنان در73 سالگی این کار را با علاقه هرچه بیشتر با ابزارهای ساده و ابتدایی (سوهان و اره دستی و ...)ادامه می دهند.

1125

آقای جعفرلو پیشکسوت در رشته مجسمه سازی در روستای هرائین می باشد که با جمع آوری سنگ های زیبا و چوب به خلق آثار هنری می پردازد .(وبلاگ میراث فرهنگی آوج )

1123

[ ایشان در کنار این هنر ارزشمندشان مهارتی وصف نشدنی در کشاورزی دارند و در قلمه زنی و پیوند انواع درختان میوه هم  استادند و ازهنر پیوند زنی ایشان بسیاری از کشاورزان روستا بهره مند شده اند  .ایشان  ازانجام کارهای سخت ابایی ندارد چرا که که کمتر کسی است که با دیدن مزرعه یسیار زیبا در دل کوه های تالبات بوچان و جادا و آخرین آن در راه پاخورلو را خارج از استعداد و علاقه وپشتکارایشان قلمداد نماید.همچنین ایشان  با کنکاش در دشت وکوه منشاء پیدایش معادن سنگ وفلزات مختلفی در منطقه زیبای هرائین و حومه گردیده است. از ویژگی بارز آقای جعفرلو خوش سخنی است که کمتر کسی  ازسخنان شیرین  و خاطرات زیبای ایشان دل می کند.]

 

عید فطر بر همگان مبارکباد


.jpg


" عید سعید فطر " را عید سرفرازی و نیکبختی انسان مومن و فرمانبردار حق نیز خوانده اند ، این عید بزرگ در تاریخ فرهنگ و ادب همواره مورد عنایت سخنوران و سخن پردازان ادب بوده ، آنچه در پی می آید نمونه هایی از آن اشارات است .

به پیشوازعید فطر رفتن ، در ادب پارسی فراوان به چشم می آید وسخنوران هر یک از در یچه ای خاص به این واقعه نگریسته اند. برخی از شاعران در مقام تبریک و تهنیت این رویداد بر آمده و گروهی دیگر با غم و اندوه از سپری شدن رمضان یاد کرده اند. تعدادی از شاعران نیز در قالب طنز مضمون مورد نظر خویش را ابراز داشته اند و بر زهد و ریای صوری، و غفلت و بی خبری آدمیان تاخته اند. و خلاصه عید فطر نیز همچون سایر مناسبتهای بزرگ در اندیشه و خیال شاعران بیانگر نکته های باریکتر از موی، بسیاری است.
ذکر این نکته نیز لازم به نظر می رسد که در دیوان شاعران، به ویژه شاعران متقدم به اشاره بیشتری درباره عید فطر بر می خوریم بعضی از این شاعران با قصیده های بلند به استقبال این روز فرخنده رفته اند و در دیوان آنها چندین شعر که به همین مناسبت سروده شده است ، دیده می شود . جان کلام آنکه عید فطر در نگاه سخنوران ادب پارسی به عنوان یکی از اعیاد بزرگ اسلامی جایگاهی والا و ارجمند دارد و همواره مورد ستایش قرار گرفته است :

* قیصر امین پور :
عید است و دلم خانه ویرانه ، بیا
این خانه تکاندیم ز بیگانه ، بیا
یک ماه تمام میهمانت بودیم
یک روز به مهمانی این خانه بیا


* خواجه حافظ شیرازی :
روزه یکسو شد و عید آمد و دلها برخاست
می زخمخانه به جوش آمد و می باید خواست

* امیر معزی :
رمضان شد چو غریبان به سفر بار دیگر
اینست فرخ شدن و اینست به هنگام سفر

* عنصری بلخی :
روزه پذیرفته با دو فرخ عید
که بجز فرخش اخیر نیست

* حکیم غرضی سیستانی :
به مه روزه  مرا تو به اگر در خور بود
روزه بگذشت و کنون نیست مرا آن در خور
شب عید آمد و می خواهم بر بام جهم
گویم از نو شدن ماه چه دارید خبر؟

* منوچهر دامغانی :
بر آمدن عید و برون رفتن روزه
ساقی بدهم باده ، بر باغ و به سبز

* کلیم همدانی  :
هلال عید بغل در وداع روزه گشاد
صلاح و تقوی پا در رکاب عزل نهاد
گذشت موسم شبگیر طاعت و باید
سحور را به صبوحی بدل کنند عباد

* شمس طبسی :
عید روزه طایری شد پر ز رحمت ساخته
کاشیانش برتر از گردون گردان یافتم

* خاقانی شروانی :

جاهش ز دهر چون مه عید از صف نجوم
ذاتش زخلق چون شب قدر از مه صیام

* مجیرالدین بیلقانی :
روز پس خرم و موسم ز همه خوبتر است
عید فطر است که عالم همه پر زیب و فر است

* مصلح الدین سعدی شیرازی :
برگ تحویل می کند رمضان
بار تودیع بر دل اخوان
یار نادیده سیر، زود برفت
دیر ننشست نازنین مهمان
ماه فرخنده روی برپیچید
و علیک السلام یا رمضان
الوادع ای زمان طاعت و خیر
مجلس ذکر و محفل قرآن
بهر مردمان ایزدی بر لب
نفس در بند و دیو در زندان
تا دگر روزه با جهان آید
بس بگردد به گونه گونه جهان
بلبلی زار می نالید
بر فراق بهار وقت خزان
گفتم  انده مبر که باز آید
روز تو روز و لاله و ریحان
گفت  ترسم بقا وفا نکند
و ره هر سال گل  رمد بستان
روزه بسیار و عید خواهد بود
تیر ماه و بهار و تابستان
تا که در منزل حیات بود
سال دیگر که در غریبستان

* قائم مقام فراهانی :
معشوقه به نام من و کام دگرانست
چون غره شوال که عید رمضانست

* مسعود سعد سلمان :
رسید عید و ز ما ماه روزه کرد گذر
وداع باید کردش که کرد رای سفر
به ما مقدمه عید فر خجسته رسید
براند روزه فرخنده ساقه شکر
برفت زود ز نزدیک ما و نیست شگفت
که زود رود آن چیز کو گرامی تر

* جیحون یزدی :
رسید عید و بدانسان به روزه بست جهات
که جز فرار زگیتی نیافت راه نجات

* سراج الدین قمری :

در دلت بود هم از اول ماه رمضان
که چو شوال شود چنگ زنی در می ناب
و...
ما مسلم و برنامه  ما قرآن است
ملیت ما به پایه ایمان است
عیدی که برای ما پسندیده خدا
فطر است و غدیر و جمعه و قربان است


به پیشواز عید سعید فطر رفتن تنها به ادبیات فارسی محدود نمی شود و در ادبیات سایر ملل نیز نمونه های بسیاری در ستایش این روز فرخنده سروده شده  است، به ویژه در ادبیات عرب ، که غالبا مضامین را با توصیف های غنایی بیان داشته اند که در اینجا به ذکر سروده ای از " ابونواس" اکتفا می کنیم :
من شوال علینا
و حقیق بامتنان
جا باقصف و بالعز
ف و تعزید القیان
او فی الاشهر لی
ابعدها من رمضان
یعنی : ماه شوال بر ما منت گذاشت ، پس سزوار سپاس می باشد. با شادی و نغمه بانوان آمد. با وفاترین ماهها برای من ، همان دورترین آنان از رمضان می باشد.

* عید فطردر فرهنگ عامه مردم ایران
عید سعید فطر در فرهنگ عامه( فولکلوریک) مردم ایران جلوه ای بسیار زیبا و دل انگیز دارد و مردم هر یک از شهرهای این سرزمین پهناور در گرامیداشت  این روز خجسته آداب و رسوم و مراسم ویژه ای دارند.
عید صیام آمد و ماه صیام رفت
لطف تمام آمد و فیض تمام رفت
شد عید فطر و لطف خدا باز تازه شد
گرد غم گناه ز جان عوام رفت
منبع : تبیان

چقدر گل میخای؟

معنای گلها

"گل هدیه ایست فرستاده از  بهشت" شاید بارها این جمله را شنیده باشید  ودرخاطرتان باشد واین نشان از عشق وعلاقه ای است که هرکسی باهر سلیقه ای   علاقه مند به گل می باشد شاید نوعش برای من وشما فرقی نداشته باشد و اما برای دوستدارش اهمیت داشته باشد مهم اینه که گل را همه دوست دارند  وهر کسی خاطرات تلخ وشیرینی با آن دارد برای یکی رازه ؛ برای کسی دیگه همدم  ؛برای یکی وسیله آشتی ؛برای آندیگری  نان بیاره و...اما  یکی هم مثل من بی هیچ بهانه ای   عاشق  گل است و دوستش دارد.پس برای اینکه شما  هم  از    گلهای دوستداشتنی بی نصیب نشوید  نام آنهارا با معانی  زیبا یشان به خاطر بسپارید که شاید روزی راهگشایتان باشد/

تعداد ونام گلها  بسیار زیاد است ،کتابها و رساله های متعدد در دانشگاهها به این هدیه الهی اختصاص پیدا کرده اند و مطالب خوب وزیبایی درمورد آنها نقل کرده اند اما من  سعی دارم بصورت خلاصه به تعدادی از آنها اشاره کنم باشد که مورد توجه و استفاده  اهل ذوق و هنر فرارگیرد.

 معنای گلها

گل بنفشه : به معنی نجابت وکم رویی , اندیشه ناگفته ,پاکدامنی, فروتنی

گل شقایق : اختلاف

گل سرخ : عشق وزیبایی

رز سفید : عشق مبارک وفرخنده

رز سیاه : مرگ وتسلیت

رزشکفته: تعهد ودوست داشتن

دسته گل رز : قدردانی

ترکیبی از گل رز سفید وسرخ: سازش, اتحاد

سوسن: ملاحت وزیبایی

سوسن سفید : دوشیزگی وپاکدامنی

خشخاش: تنبلی وسستی

شکوفه پرتغال :علاقه به ازدواج

سنبل: اندوه وتاسف

شب بو : عشق درحال سیه روزی وبدبختی

زنبق سفید : عفت وپاکدامنی

کاملیای سفید  :قابل ستایش و پرستیدنی

کاملیای صورتی :درآرزوی رسیدن به یکدیگر

کاملیای قرمز :عشق آتشین

نیلوفرآبی: حقیقت

داوودی : تو دوست فوق العاده من هستی

آفتابگردان : ستایش , غرور وپرستش

نرگس: غرور و خودبینی

اقاقیا : عشق پاک

کاکتوس: پایداری واستقامت

لاله :عاشق واقعی

مریم :لدت بردن

میخک : جواب مثبت به در خواست عشق

قاصدک : وفاداری,خوشبختی وصداقت

نسترن :احساس وهمدلی وتقاضای دوست داشتن

پامچال: بدون تو ادامه زندگی را نمی خواهم

یاسمن:شادی ودل پذیری

رزماری: یادآوری خاطره های گذشته

تعداد شاخه های دسته گل اهدایی هم معنای مختلفی دارد :

یک شاخه گل : توجه

سه شاخه گل : احترام

پنج شاخه گل : علاقه ومحبت

هفت شاخه گل : عشق

ده شاخه گل لاله:نشانه یک عشق بی نظیر وماندگار

برخی ملتها از گل بعنوان علامت کشور خود استفاده کرده اند :

انگلستان : رز

رومانی : رز

هلند: لاله

کانادا:برگ افرا

یونان :بنفشه

چین: نرگس

مصر :نیلوفرآبی

ایران : گل سرخ

مکزیک : کاکتوس

لیتوانی : رز

ژاپن : داوودی

هندوستان : نیلوفر

لهستان : گل گندم

پاراگوئه: شکوفه های پرتغال


 منبع : رسولی, اباصلت :اطلاعات عمومی, تهران ،سروش گستر,1391